محمد تقي المجلسي ( الأول )

42

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )

نمىتوان كرد ، ديگر حق سبحانه و تعالى دوست مىدارد فرياد رسيدن مضطران و مغمومان را و اين كلمه نيز شامل احسان و انعام و اطعام و قضاء حوايج و تعليم و ارشاد و هدايت و امثال اينها هست و از جوامع كلم است و ظاهرا اين دو جمله متمم جمله اولى است كه گويا فرموده باشند كه هر نيكى تصدق است اگر چه خودش نكند ، و ديگرى را بر آن دارد و اگر چه به فرياد رسيدن مضطران باشد بعنوان حكايات و قصص كه دفع غم و الم او بكند ، و يا آن كه ترقى در ثواب باشد كه سبب محبوبيت الهى مىشود كه اعلى از اين رتبه نمىباشد ، و احاديث صحيحه در ثواب اين وارد شده است مجملا و مفصلا بلكه فوق تواتر است و هيچ ثواب در فضيلت به اين ثواب نمىرسد و محتمل است كه جمله ثانيه متمم باشد و ثالثه بر سر خود باشد يا هر يك فى نفسه مقصود باشد . ( و قال الصّادق صلوات الله عليه اصنع المعروف إلى كلّ احد فان كان اهله و الَّا فانت اهله ) ( 1 ) و كلينى در حسن كالصحيح از معاوية بن عمار روايت كرده است و طريق صدوق به او صحيح است پس صحيح باشد كه آن حضرت فرمودند كه نيكى كن بهر كه باشد از دوست و دشمن پس اگر او از اهل احسان است در موقع خود واقع شده است و اگر او از اهل احسان و نيكى نباشد به اين كه با تو بدى بسيار كرده باشد و اهليت خوبى نداشته باشد تو اهل آن هستى كه نيكى كنى چون احاديث متواتره وارد شده است در آن كه اعلى مراتب كمال آنست كه با هر كه با تو بدى كرده باشد تو با او نيكى كنى . و در حسن كالصحيح از جميل منقول است كه آن حضرت صلوات الله عليه فرمودند كه نيكى كن بهر كه اهلش باشد و هر كه اهلش نباشد پس اگر او